redlinestudio

علی اکبر سعیدیان 

وبلاگ نویس و تولید کننده محتوای تخصصی در حوزه برق و الکترونیک

جمعه  ۱۹:۲۵  ۱۳۹۷.۱۱.۲۶

بازار کار مهندسان برق و الکترونیک ؛ فریلنسری

این مطلب رو با سرعت ، به زبون خودمونی و بدون ویراستاری نوشتم ، اگر می‌بینید مطالب پراکنده هست یا غلط املایی زیاد داره عذرخواهی میکنم. 


فریلنسر در واقع شخصی است که در یک حوزه تخصص دارد. این متخصص به طور دائمی در یک مجموعه (دولتی یا خصوصی) استخدام نمیشود و تخصصش رو به صورت پروژه‌ای به افراد یا شرکت‌های مختلف ارائه می‌دهد.

چرا فریلنسرها : بعضی اوقات یک کسب و کار به صورت مقطعی به یک تخصص نیاز پیدا می‌کند؛ فرض کنید شما یک ایده دارید و تصمیم دارید اون ایده رو به صورت انبوه تولید کنید. یکی از بخش‌های طرح برد الکترونیکی هستش. آیا منطقی هست برای طراحی برد که فقط و فقط یکبار باید انجام بشه یک مهندس الکترونیک استخدام کنید و سی سال بهش حقوق بدید؟ قطعاً خیر. 


تخصص هایی که میتونن به صورت فریلنسری انجام بشن و ازشون پول در بیاریم خیلی متنوع هستند و تووی حوزه های برق و الکترونیک هم کارای خیلی زیادی میشه انجام داد؛ به طور مثال همه کسانی که پروژه‌های دانشجویی رو قبول میکنند و انجام میدن فارغ از اینکه کارشون از نظر اخلاقی درست نیست، فریلنسر محسوب میشن. 


توجه داشته باشید که فریلنسری و پروژه ای کار گرفتن الزاماً یکی نیستن. وقتی میگم فریلنسری یعنی یه مجموعه یک نفره نهایتاً دو نفره که تجهیزات محدودی دارن. 


تووی ادامه این مطلب میخوام به دو تا بحث بپردازم ؛ اولیش خوبی و بدی های فریلنسری . دومی چیزهایی که موقع بستن قرارداد برای یه پروژه فریلنسری باید بدونید و تووی قرارداد لحاظ کنید.


نکته‌ی مهمی که در مورد فریلنسری وجود داره اینه که فریلنسری فقط یه شغل نیست یه سبک زندگیه؛ درست مثل سوسیس تخم‌مرغ دوران دانشجویی که یه غذا نیست و یه سبک زندگیه! اگر بخوام تجربیات شخصی درباره این سبک زندگی رو بگم از خوبی‌هاش اینه که اولاً زمانت تقریباً دست خودته. باز هم میگم تقریباً و نه همیشه. لازم نیست حتماً 8 ساعت کارمنی میتونی یه روز بیشتر و یه روز کمتر کار کنی و دوم این که قرار نیست رئیس داشته باشی و به زور تحملش کنی.

از بدی‌هاش هم اینکه معلوم نیست همیشه پروژه داشته باشی و درآمد مشخصی نداری به خصوص اوایل فریلنسری که هنوز توی بازار شبکه‌ای نداری و کسی شما رو نمیشناسه دوران سختیه. البته تووی همین بحث مالی فریلنسینگ یه مزیت هم میتونه باشه که شما محدودیتی برای درآمد نداری و هر چه قدر بیشتر کار کنی و سطح پروژه‌هات تخصصی‌تر باشه درآمد بیشتری خواهی داشت. یکی دیگه از بدی‌های فریلنسری اینه که اگر حواستون به خودتون نباشه بعد از مدتی دچار یه لایف استایل سگی و عجیب میشین که شبها بیدار می‌مونید و روز می‌خوابید و هیچ برنامه مشخصی ندارید.

از طرفی فریلنسری یه شغلیه که چون ثابت نیست همیشه یه استرسی با خودتون دارید نکنه پروژه بعدی در کار نباشه و اگر نتونین برای این استرس کاری بکنید زندگیتون رو خراب میکنه. 

توی پرانتز بگم یکی دیگه از بدی‌های فریلنسری اینه که اگر پسر هستید فکر نکنم کسی با این حرف‌ها بهتون دختر بده :))

خیلی از فریلنسرها در بلند مدت دچار بیماری میشن؛ چه بیماری‌هایی؟ اول از همه بیماری‌های روحی و روانی و در بُعد جسمی بیماریس‌های گوارشی.

بیماری‌های روحی و روانی چون معمولاً اگه برای انجام پروژه‌هاتون بخواهید تووی خونه بمونید و کار کنید از طرف خانوادتون بیکار محسوب میشین و وری باهاتون برخورد میشه که اعتماد به نفستون رو از ست میدید و یه مدت که بگذره خودتون هم دیگه خودتون رو جدی نمی‌گیرید. به خاطر همین بهتون توصیه می‌کنم اگر به فریلنسینگ به طور جدی فکر می‌کنید یه محل کار ارزون پیدا کنید و با دو سه نفر که همکار شما هستن یا کار جداگانه ای دارن شراکتی اجاره کنید و تا می‌تونید ساعتای مشخصی رو برید سر کارتون و برگردید یا اینکه می‌تونید از مکان‌های عمومی مثل کتابخونه‌ها استفاده کنید و پولی بابت اجاره ندید. به طور کلی تا می‌تونید خونه نمونید.

حالا ممکنه کلی فحش بدید که ببین مملکت رو به کجا رسوندن که جوونای درس خونده مجبورن اینجوری نون در بیارن اما بدونید فریلنسرها همه جای دنیا هستن و باید باشن چون یکی از چرخ دنده‌های سیستم اقتصادی هر کشور حساب میشن. 


به نظر من و طبق اون چیزهایی که تا حالا دیدم فریلنسرها معمولاً نه خیلی خوشبختن و نه خیلی بدبخت و باز معمولاً افراد برای یه دوره کوتاه انتخابش میکنن. در مورد قراردادهای فریلنسری و اینکه چطوری برای پروژه‌ها قراداد بنویسید که حقتون رو نخورن و حق کسی رو نخورین توی یه مطلب جداگانه می‌نویسم. 


به عنوان حسن ختام هم این صحبت‌های جناب کی‌نژاد رو بخونید که چند سال پیش در مورد بازار کار پروژه‌ای برق و الکترونیک(+) نوشتند.


برای کسانی که قصد فعالیت مستقل در رشته الکترونیک و فارغ از بحث استخدام را دارند، گزینه هایی برای انتخاب وجود دارد که به مواردی اشاره می شود:

1- انجام پروژه : یکی از متداول ترین فعالیت های ممکن در این رشته، انجام کارهای پروژه ای است که توسط افراد یا شرکت ها قابل انجام است. میزان سودآوری اقتصادی انجام پروژه ها بسیار متغیر است و نسبت به سطح تخصصی بودن آن بصورت غیرخطی افزایش می یابد. پروژه هایی که از نظر نیازهای علمی و تجربی در سطحی قرار دارند که توسط متوسط افراد متخصص در آن رشته قابل انجام نیستند دارای اعداد و ارقام غیرقابل مقایسه ای نسبت به صورت مسئله های معمول و قابل انجام برای اکثر انجام دهندگان پروژه ها هستند.
علاوه بر توانایی علمی در انجام پروژه، برخی گرایش ها مانند مخابرات نیاز به تجهیزات و امکانات بسیار گرانقیمتی دارند که تهیه آن معمولا از عهده یک شخص و حتی مجموعه های متوسط خارج است و البته به همان نسبت هم رقم های قابل توجهی را به خود اختصاص می دهند. به عنوان یک مثال، چند سال پیش از شرکتی در تهران بازدید کردم که در مدت محدودی برای شرکت فیلیپس، 3 میلیون دلار پروژه در مورد طراحی IC های مخابراتی انجام داده بود و البته این در سایه استخدام قبلی و ارتباط برخی مسوولین آن شرکت در آمریکا و همچنین اطلاعات و تجهیزات آنها میسر شده بود.
اما در مقیاس مخاطبین این سایت، انجام پروژه ها عموما در سطح یک برد میکروکنترلر AVR با ابزارهای نرم افزاری مانند BASCOM و PROTEUS است که مثلا به یک یا چند ماژول جانبی مانند LCD و GSM و غیره متصل می شود. واضح است که در چنین شرایطی با توجه به نزدیک بودن اطلاعات انجام دهندگان پروژه ها و کم بودن عمق اطلاعات اکثر افراد و ارزان بودن تجهیزات مورد نیاز، نمی توان انتظار قابل توجهی را از خروجی های حاصل از این نوع پروژه ها از نظر مالی داشته باشیم.  

اگر پروژه ای بتواند منجر به ایجاد ارتباط و گشودن راه برای بازارهای جدید شود، انجام آن بسیار مطلوب است و یکی از روشهایی که می تواند راه را برای ورود افراد تازه کار به بازار کار هموار کند این است که در ابتدای کار خود پروژه هایی را با قیمت های نازل و کیفیت خوب و زمان مطلوب به انجام برسانند و از این طریق خود را به دیگران بشناسانند و به مرور اعتبار کسب کنند. همچنین توانایی های علمی و عملی به دو دلیل می تواند برای انجام پروژه ها به سودآوری بیشتر منجر شود. دلیل اول، امکان انجام پروژه هایی در سطح بالاتر و در نتیجه مبلغ بیشتر است و دلیل دوم، امکان کاهش زمان انجام پروژه است که این کاهش زمان به معنای افزایش سود واقعی است. به عنوان مثال اگر یک پروژه دویست هزار تومانی در طول یک ماه به نتیجه برسد، انجام آن به هیچ وجه سودآور نیست. اما اگر در طول یک ماه بتوان 5 پروژه با این مبلغ را انجام داد، به معنی یک سود نسبتا خوب و معقول است. اگر پروژه ای دنباله دار باشد و یا حتی این پتانسیل وجود داشته باشد که بتواند در مرحله بعدی به تولید برسد و سهمی هم از این تولید برای انجام دهنده پروژه وجود داشته باشد، انجام آن بسیار مهم تر از پروژه هایی است که بعد از اتمام دارای هیچ ادامه و دنباله ای نیستند و انجام دهنده آنها در نقطه صفر کاری قرار می گیرد.
در مورد متقاضیان پروژه ها 3 گروه مجموعه های دولتی، خصوصی و مشتریان خارجی قابل ذکر هستند که در مجموعه های دولتی، بحث ارتباط و پارتی و مواردی از این دست در انجام پروژه ها به شدت بر توانایی های علمی و عملی سایه می افکند و با جرات می توان گفت که اگر فساد اداری حاکم در برخی مجموعه های دولتی و منافع شخصی برخی کارشناسان و مامور خریدها و ... وجود نداشت، میلیاردها تومان پروژه برای انجام در دسترس متخصصین داخلی قرار می گرفت که می توانست خوراک علمی و اقتصادی را برای هزاران متخصص فراهم کند. اما ساز و کار حاکم بر مجموعه های اداری و دولتی که اکثر Resource های اقتصادی کشور در اختیار آنهاست، به گونه ای است که اجازه آزاد شدن این پتانسیل عظیم را نمی دهد و کسانی که تجربه تماس با چنین سیستم هایی را داشته باشند، بهتر با معنی این عبارات بصورت عملی آشنا هستند. بازار پروژه های مرتبط با مجموعه های غیر دولتی هم از نظر مقیاس به دلیل رکود اقتصادی ناشی از موارد مختلف مانند تحریم و ... در حد و اندازه ای نیست که پشتوانه گسترده ای را برای شاغلین در این بخش ایجاد کند. مشتریان خارجی هم در صورت وجود امکان ارتباط می توانستند بازار بسیار گسترده ای را برای متخصصین و فارغ التحصیلان داخلی فراهم کنند، اما شرایط موجود عملا ارتباط با این گروه از مشتریان را منتفی کرده است.
خلاصه آنکه به دلیل ساز و کارها و رکود اقتصادی حاکم بر کشور و عدم ارتباط با مشتریان خارجی، انجام پروژه ها به حوزه های محدودی منحصر شده است و کثرت انجام دهندگان این نوع پروژه ها و پائین آمدن قدر و قیمت فعالیت های اینچنینی سبب می شود که قرار دادن بنیان فعالیت اقتصادی بر کارهای پروژه ای، در درازمدت جوابگو نباشد. بنابراین به غیر از موارد خاصی از استثناها نمی توان روی انجام پروژه به عنوان یک منبع درآمد مطمئن حساب باز کرد و بیشتر به عنوان یک عامل کمکی برای ایجاد ارتباط های کاری و رسیدن به موقعیت های مطمئن تر و کسب اعتبار قابل تکیه است.


 


شاید از این نوشته‌ها هم خوشتان بیاید :

در حال پردازش ...
پاسخ به:لغو پاسخ
کپتچا:3 0 9 7
رسول۱۳۹۷/۱۲/۰۲  ۲۱:۰۸
متاسفانه صنعت تا حدودی خوابیده و پروژه کمه ، به کسانی که میخوان فریلنسری کار کنن توصیه میکنم در کنار پروژه هایی که از این و اون میگیرن روی یک ایده یا پروژه برای خودشون کار کنن. هم استرس زمانهای بیکاری رو کم میکنه ، هم اینکه ممکنه به عنوان یه فعالیت جانبی به نتایج خوبی برسه و درآمد براتون داشته باشه.
سامان۱۳۹۸/۱۲/۰۳  ۰۳:۳۹
سلام ممنون بابت مطلب خوبتون... استفاده کردم. یه تجربه داشتم که گفتم باهاتون در میون بزارم، سایت خدمات یاب هم در زمینه فریلنسینگ خیلی خوبه من تا حالا چندتا پروژه سفارش دادم و قیمت هاش هم خیلی مناسب بود.
صفحه اصلیتماس با مارفتن به ابتدا